دل را به رنج هجر سپردم ولي چه سود
پايان شام شكوه ام
صبح عتاب بود...

شمیم نازنینم کجایی دلم برات تنگ شده...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 توسط مریم
درباره وبلاگ

شاید گله کردن کار آدمای شکست خوردست...نمیدونم اما میدونم که خدا همیشه با ماست...
خداوندا ببخش مرا...
به وبلاگ غروب صبح خوش اومدین.
دوستتون دارم.(مریم)
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه




