آغوش بکرت
تمنای دلی بود
که گم شود در کرانه احساست
وبی آنکه بداند:بدان
پاک ترین و دوست داشتنی ترینی.....!

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط مریم
انتظار نوسان داشت .
نگاهي در راه مانده بود
و صدايي در تنهايي مي گريست...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم دی 1387 توسط مریم





