روز وشب ها رفت...
من بجا ماندم در اين سو،شسته ديگر دست از كارم.
نه مرا حسرت به رگ ها مي دوانيد آرزويي خوش
نه خيال رفته ها مي داد آزارم...

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 توسط مریم
اي چشم تبدار سرگردان!
مرا با رنج بودن تنها گذار

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 توسط مریم
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم شهریور 1387 توسط مریم






