تبليغاتX
غروب صبح

 فقط عشق

Image hosting by TinyPicبا سکوت زیرکانه منو فریاد زدیImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicبا چشات دوست دارم رو تو گوشم داد زدیImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicبا نگاه عاشقت مست مستم کردیImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicبه می و جام و سبو باده پرستم کردیImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicالهی الهی تا نفس تو سینه هست Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicبمونی برای من Image hosting by TinyPic


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 توسط مریم

سلام.به دوستان...

اولا میخوام ازعسل عزیزم تشکر کنم که خیلی منوشرمنده کرده وکلی سلیقه به خرج داده ایشالله که

بتونم جبران کنم...

درضمن می خواستم از تموم کسایی که میان وسر می زنن تشکر کنم...(مریم)

 

بزرگترین آرزوم اینه که کوچکترین آرزوت باشم...

                                       (مریم)

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 توسط مریم
     بهت نمی گم هرچی بخوای بهت می دم چون همه چیزمن تویی

                                            

                     


نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم فروردین 1386 توسط مریم

نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم فروردین 1386 توسط مریم

وقتي چشمام پر اشكه وقتي قلبم بي قراره
وقتي پابه پاي ابرا چشم من بارون مي باره
وقتي مثل يه پرنده ميرم و گوشه مي گيرم
وقتي با نبودن تو توي هر لحظه مي ميرم
با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم
من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم بي قرارم

وقتي خواب تو مي بينم خواب عاشقونه ي تو
وقتي كه قطره ي اشكو مي بينم رو گونه ي تو
وقتي قلب عاشقم رو پيش پاي تو مي ذارم
وقتي كه بلور اشكو واسه تو هديه مي يارم
با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم
من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم

تو كه نيستي تو كه نيستي قلب عاشق بي قراره
آرزوي تو رو داشتن باز تو رو يادم مي ياره
تو بدون كه بي تو هرگز شب من سحر نمي شه
جز تو چشمام واسه هيچكس نمي باره تر نمي شه
هنوزم حس نيازت از تو قلب من نرفته

 


نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم فروردین 1386 توسط مریم



من به حریم اون نگات جونمو قربونی کنم
پشت طنین اون صدات قلبمو زندونی کنم


ای تو تمام زندگیم برای من هم نفسی
کاشکی بشه یه روز بیاد بلکه به دادم برسی


کی میشه که یه روز بیاد زخمام و مرحم بذاری
میون باغچهء دلم دونهء مهر و بکاری

اومدن و دیدن تو برام شده خواب و خیال
شنیدن صدای تو شد واسه من فکر محال

آرزومه یه روز بیای دنیا رو بر هم بریزم
سر بذارم جای پاهات به پای تو جون ببازم

وقتی نباشی به خدا عاشقی معنا نداره
معجزهء نفسهاتو دم مسیحا نداره

خورشید به عشق روی تو از اسمون سر میزنه
وقتی که جمعه میرسه دل تو سینه پر میزنه

قصهء این عاشقی رو خدا از اون ازل نوشت
خزان که قصه رو شنید برای تو غزل نوشت






نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 توسط مریم
هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببیننت وحسودی شون بشه که ماهشون مال منه.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 توسط مریم

سلام سلام سلام عيدتون مبارك ان شاالله صدسال به اين سالها...

خب بگذريم عيده ديگه بعضي ها خونه هاشونن بعضي هام بدبختانه يا شايدم خوشبختانه از خونشون مي زنن بيرون وبه مسافرت مي رن وما هم يكي از اوناييم كه دارن مي رن مسافرت...به نظر من بهترين فرصت براي رفتن به مسافرت تابستونه اما خب ديگه توي تعطيلات عيد هم يه مزه ي ديگه داره...امشب حسابي دارم مي نويسم براي .................................. که مي دونم  مي آد وبه وبلاگم سر ميزنه،مثل هميشه...

راستي يه توضيحي هم در مورد تصاويروبلاگم بگم كه بيشترشون كاراي فتوشاپ خودمه...

 

 

شب سردي است ومن افسرده

راه دوري است وپايي خسته

تيرگي هست وچراغي مرده

 

مي كنم تنها از جاده عبور:

دور ماندند زمن آدمها

سايه اي ازسر ديوارگذشت

غمي افزود مرابرغم ها

 

فكر تاريكي واين ويراني

بي خبر آمد تا با دل من

قصه ها سازكند تنهايي

 

نيست رنگي كه بگويد بامن

 اندكي صبر سحر نزديك است

هر دم اين بانگ برآرم ازدل:

واي،اين شب چقدرتاريك است

 

خنده اي كو كه به دل انگيزم؟

قطره اي كو كه به دريا ريزم؟

صخره اي كو كه بدان آويزم؟

 

مثل اينست كه شب نمناك است

ديگران راهم غم هست به دل

غم من ليك غمي غمناك است         

                                          " سهراب سپهري"

 

دلم مي خواست ديوارهاي آجري اتاقم ازجنس شيشه مي شد ومي توانستم هر روز

 غروب آفتاب را كه به انتظارش نشسته ام تماشا كنم. دلم مي خواست هر روز

 نسيمي كه بوي گل هاي شقايق را مي آورداحساس كنم واز هر گونه غمي برهم.

آنگاه چشمهايم راكه حالاباغروب،حكايت آينه را دارد به آينه بيندازم وراز دلم را با تو بگويم:

عاقبت در دل تاريك توجا مي گيرم             عشق راآينه را باز فرا مي گيرم

من كه افتاده ترين برگ درختم،فردا             سبز ازمعجزه ي چشمان تو پا مي گيرم

از طرف كسي كه هرگز تورا فراموش نمي كند...(مريم)

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم فروردین 1386 توسط مریم
درباره وبلاگ
سلام.
شاید گله کردن کار آدمای شکست خوردست...نمیدونم اما میدونم که خدا همیشه با ماست...
خداوندا ببخش مرا...
به وبلاگ غروب صبح خوش اومدین.
دوستتون دارم.(مریم)
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه



قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

هاست

دامين

طراحي سايت

طراحی وب سایت

طراحي سايت

طراحي وب

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ بلاگفا

شهر قالب وبلاگ

قالب ايران بلاگ

قالب وبلاگ

بازی آنلاین

بازی فلش

بازی

فلش گیم

online games

flash games