|
غروب صبح
| ||
|
باز من شیطان شدم...
بین زمین و آسمانم گم شدم. جلد نقاشی خود راباختم... رنگهارا از نو در دل ساختم... رنگ بی عاری ... رنگ بی یاری... رنگ بی باکی... رنگ خاکی بودن را من ساختم... من ساختم من...
ناردونه ی عزیز آدرس وبتو بزار برام...دلم واست یه ذره شده... [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 23:34 ] [ maria ]
میخواستم لب باز کنم بگویم هر کجا هستی باش...
دیدم رفتی تو فاز بندری حرفمو قورت دادم... ماریا... [ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 20:28 ] [ maria ]
وقتی همه به تو پشت میکنند خودت را بساز... ماریا... [ یکشنبه یکم آبان 1390 ] [ 8:52 ] [ maria ]
زندگی آبی ست...
میروم تا عمقش... میچشم معنای خوب بودن را. دوستش دارم زندگی ام را... [ دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 ] [ 12:17 ] [ maria ]
من گرمی آن حس پاکت را از چشمان مهربانت می فهمم... تو خود نیز نمی دانی... دستانت را به من بده... :ماریا جان عزیزم زندگی ات را دوست بدار... از خوشیهایت به خوبی استفاده کن.... همیشه خوشحال باش و با مشکلاتت کنار بیا... از طرف ماریا برای قلبم... همه تونو دوست دارم. [ سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 ] [ 18:57 ] [ maria ]
خاطرات را امروز با هم میسازیم
و فردا بدون هم مرور میکنیم... با من بمان خاطره ی خوب زیستن... ... نیازی به شتاب نیست چرا که هدفی نیست تا برایش بشتابی هدف پیشاپیش همراه تو است اگر شتاب کنی آن را ار دست خواهی داد. [ جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 21:31 ] [ maria ]
زندگی هنر تواست. قلب پذیرا و آگاهت دوربین تو است. یکی شدن با دنیایت فیلم تو است. چشمان روشن و لبخند بی ریایت موزه ی تو است. ... :من از نگاه تو چیز دیگری خواندم آنروز... لبانت را بستی با چشمانت گفتی...
[ یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390 ] [ 12:40 ] [ maria ]
[ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 13:59 ] [ maria ]
سلام.
بر ما سالی گذشت برزمین گردشی و برروزگار حکایتی امید که آن کهنه رفته باشد به نیکویی و آن نو همی آید به شادی... دوستان عزیزم. فرارسیدن نوروز باستانی و بهار سرسبز راصمیمانه تبریک و تهنیت عرض نموده شکوفایی اقتصادی رفاه اجتماعی وامید به زندگی را برای همه ی شما ارزومندم.
کسی که خزان توان ریختن برگهای بهاری اش را نداشت:ماریا [ سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 ] [ 10:52 ] [ maria ]
سلام. چقدر این روزا حال و هوای عید رو دارم.خیلی حس خوبیه... همیشه عید ها رو دوست دارم.چون یه جورایی گره خوردم با دیرینه ی ایرانم.... عیدتون مبارک.بهتره برای تغییرازخودمون شروع کنیم. [ شنبه چهاردهم اسفند 1389 ] [ 12:36 ] [ maria ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||